از این همه رقص که در من پیچیده.
دهانم به هم نمی آید
از این فوران خنده.
بر پنجه ها می روم
از بهاری که در آهوان ساق هایم است.
آب می چکد از چشمانم
از لطیفه ای نهانی .
سپاس خدای را
که باران فرستاد
تا این همه را ادعا کنم .
برچسب:
نویسنده: کیان امینی
تاب می آورم
دنده های برّه را بر گرده هایم
اگر باید دانه شوم
اگر در آرزوی آرد و خمیر شدن ام
اگر که در هوای لقمه ای نان شدن ام
که در دهان دلربایی جویده شود.
با همه ام می گریم و گر می گیرم
تا شعری شوم
شاید بر زبان او ترانه شوم
کسی در ناکجا آباد
در لازمان و لامکان بغض و بردباری.
نفمه می شوم با درد
تا لبانش را فتح کنم. . .
چه بی کرانه است
سادگی های من !!!
برچسب:
نویسنده: کیان امینی
نگاه ناگهانت برق زد در غار اندوهم
لبم وامانده بود از واژه ای
تا واکند احساس گنگم را .
خیال چهره ات در ذهن
با دیدار یکیاره
رها ماندم میان وهم و بودنت در آستان در.
پس از دیری
چه روزی شد
کنار تابش خورشید یکتای نگاه تو .
برچسب:
نویسنده: کیان امینی
پروانه از پیله درآمد
بال گشود در دالانی از نور
کشیده شد به سوی شمیم گلی
پیچید و چرخید تا غنچه ی شکفته در هوس خورشید
آغوش گشاده برای خورشید را
برای خویش پنداشت
در عسل غنچه فرو آمد
دیری نشد تا دریابد که مهرش یک سری ست
بال گشود اما
پا در شهد گرفتار بود .
در پرتو خورشید در دهان گلی شکفته
پروانه ای بال می زند
رهگذران این باشکوه را به هم می نمایند
اما . . .
برچسب:
نویسنده: کیان امینی
بر کوچه های سفت و سرد
عاشقانه هایی
که از دفتر شعرم تبعید شده اند.
انبوهی از تو
از شادی و امید
می غلتند و در هم شکسته می شوند.
دفتری از اندوه گشوده ام
با قلمی سیاه
تا کی ، تا کجا
دفتری از خودم برای خودم
خوراک آتشی در فردا ها
شاید .
برچسب:
نویسنده: کیان امینی
برچسب:
نویسنده: کیان امینی
نه خیال از آن می گذرد
نه او از خیال .
طرح مه آلودی ست، سراسر سکر
سستی ام را سر سختی می بخشد
دیروزم را فردایی
و فردایم را رؤیایی می کند.
با وهم آغوش تو
در پیشانی رنج ها و پریشانی ها
چه حال خوشی دارد
سرباز بی اسب و بی سلاح
در چنبره ی هیچ ها .
در آغوش می کشم خیال همه چیز را
تو را
و همه هیچ از محاصره ام باز می گردند
تهیدست.
برچسب:
نویسنده: کیان امینی
که زمین رام و
اقیانوس آرام مرا
بی تاب کرده ست .
لایه های یآس
سر باز کرده اند
در هم می کوبند
و بدین سان من
مرتعش و نا آرام و بی جهتم .
با رفتنت
قرار از زمین و زمانم رفته ست .
برچسب:
نویسنده: کیان امینی